بهلول و مرد طرار
روزی بهلول(ابو وهیب بهلول بن عمروصیرفی کوفی،عالم،عارف،از عقلای مجانین.شاگرد امام جعفر صادق(ع)) از راهی می گذشت که ناگهان دزدی از پشت سر بهلول کلاهش را دزدید . بهلول به دنبال او دوید تا کلاه را پس بگیرد بعد از طی مسافتی به سر دو راهی رسیدند که یک راه به آبادی و راه دیگر به قبرستان می رفت . مرد طرار به طرف آبادی رفت ولی بهلول به طرف قبرستان روانه شد . مردمی که ناظر آنان بودند به بهلول گفتند طرار از طرف آبادی رفت تو چرا از راه قبرستان می روی؟ بهلول گفت : بالاخره گذارش به این قبرستان خواهد افتاد ، آن وقت من می دانم با او چه معامله ای بکنم.
مرد باشی یا زن مرگ تمامت میکند ، انسان باش تا جاودانه زندگی کنی .