توجیه مردم
روزی ملا خرش را به بازار برد تا بفروشد ، هر مشتری که برایش میرسید الاغش اجازه نمیداد کسی به او نزدیک شود اگر از جلو به خر نزدیک میشدند گاز میگرفت سرش را تکان میداد و اگر از عقب میامدند لگد میپراند و به هیچ وجه اجازه دیدن دندان یا سمها را نمیداد .
مردم به ملا گفتند : با این وضع کسی خرت را نخواهد خرید .
ملا گفت: قصد من هم فروش خرم نبوده و میدانسم کسی هم نخواهد خرید ، فقط میخواستم مردم ببنند و بدانند که من با چه کسی هر روز سر کار دارم و چه زجرها از دستش میکشم .
به دنبال آرامش همه دنیا را گشتم ولی آن را در خانه یافتم . ( کنفسیوس )
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:53 توسط
|