یک بوم دو هوا
قديمها عروس و دامادها و دختر پسر ها همه در يك خانه زندگی میکردن و گاهی اوقات تابستانها برای استفاده از خنکی هوا و فرار از گرما بر روی پشت بامها ميخوابيدند . زنی شبانگاه بر پشت بام رفته و بر بالين دختر و دامادش رفت و به آنها گفت کمی مهربانتر بخوابيد هوا سرد است و کمی انطرف تر به پسر و عروسش رسید گفت که کمی از هم فاصله بگيريد هوا خيلی گرم است . عروس که صحبت قبلی مادر شوهر را شنيده بود گفت:
قربون برم خدا رو يک بوم و دو هوا رو
اين سر بوم گرما رو اون سر بوم سرما رو
اگر به دنبال کسی هستید که هیچ ایرادی نداشته باشد . تنها خواهید ماند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:37 توسط
|