قديمها عروس و دامادها و دختر پسر ها همه در يك خانه زندگی میکردن  و گاهی اوقات تابستانها برای استفاده از خنکی هوا و فرار از گرما بر روی پشت بامها ميخوابيدند . زنی شبانگاه بر پشت بام  رفته و بر بالين دختر و دامادش رفت و به آنها گفت کمی مهربانتر بخوابيد هوا سرد است و کمی انطرف تر به پسر و عروسش رسید  گفت که کمی از هم فاصله بگيريد هوا خيلی گرم است . عروس که صحبت قبلی مادر شوهر را شنيده بود گفت:

قربون برم  خدا رو           يک بوم  و دو  هوا رو 

اين سر بوم گرما رو            اون سر بوم سرما رو

 


اگر به دنبال کسی هستید که هیچ ایرادی نداشته باشد . تنها خواهید ماند.