پرخور
شخصی پرخور با یك نفر کور هنگام افطار هم مجموع شد. از قضا كور از فرد پر خور شكم خواره تر بود و مجال به او نمی داد. هنگام رفتن ، پرخور به صاحب خانه گفت: حاج آقا! خانه احسانت آباد. من امشب دو دفعه از تو شاد شدم. اول بار بدان جهت كه مرا با كوری هم مجموع نمودی و چنین انگاشتم كه كاملا سیر پر خواهم خورد ، دوم بار پس از فراغ از خوردن شاد شدم از اینكه این كور مرا نخورد.
رساله دلگشا - عبيد زاكاني
ما ندرتا درباره
انچه داریم فکر می کنیم ، در حالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستم که
نداریم .